خیلی سخت


شیطان

بی خیال

خیلی سخت :

تو اینه نگاه کنی و چشم در چشم خودت بگی چرا کسی منو دوست نداره وچرا من کسی دوست ندارم وچرا عاشق کسی نیستم وچرا کسی عاشق من نیست ،خیلی سخت انقدر با خودت رک باشی؟!

خیلی سخت:

  که  عمری از تو گذشته باشه  تو اوج جوانی باشی ولی دل مرده باشی و هیچ وقت طعم گس عق درک نکرده باشی(واسه این می گم گس چون یه نفر میگفت طعم عشق گس)نمیدونم

خیلی سخت :

ک بتونی به خودت بقبولونی که عاشق نشی؟ و عمری با کسی زندگی کنی  هیچ وقت عاشقش نبودی و و عاشقش نشدی و شایدم بلعکس

خیلی سخت :

 بدون عشق ازدواج کنی و تمام ایده الات  با دستهای خودت چال کنی و رویاهات را سر ببری .راستی؟چه رویایی تو که تو اوج جوانی هنوز نتونستی عاشق کسی بشی حتما کسی هم  عاشقت نشده

خیلی سخت:

که باخودت هی بگی نکنه من مشکلی دارم که کسی منو دوست نداره

خیلی سخت:

 که خدمت مقدس سربازیت  خلاص شده باشه و واسه یه مدت خیلی خیلی طولانی بیکار باشی ،نه اینکه تنبل باشی و دنبال کار نرفته باشی  به قول بعضی ها خیلی سفت و سخت دنبال کار گشتم  و به هر کس و ناکس و بی کسی رو زده ام ،ولی دریغا و با این همه کیلو مدرک که با زجر و عذاب  وطی سالیان دراز از دانشگاه معظم بسیار پولی ازاد بدست اوردم هنوز بی کارم  وچون طبق قانون اول زندگی ! بیکاری = بی پولی = گشنگی = عاشق شدن ممنوع ،پس چون ادم بیکاری هستم  وخودمم قانون اول را می دونم  پس تو این خیلی خیلی مدت طولانی که خدمتم خلاص شده منم فقط مشغول نوشتن دری وری و اراجیفی از این قبیلم همین

خیلی سخت:

 نه واقعا خیلی سخت که بعد از این همه سال هنوز نتونسته باشی  کسی پیدا کنی که بتونه درکت کنه  ودر کش کنی

خیلی سخت:

 که توی جای جای دفتر خاطراتت نوشته باشی که خدایا چرا من این همه تنهام اره

 خیلی سخت:

خیلی سخت که بین اعظای خانوادت و دوستات و همشهریات بایشی ولی باز احساس تنهایی بکنی و این احساس تنهایی مثل یه دست نامرئی بیخ گلوت و چسبیده باشه ونزاره راحت نفس بکشی

خیلی سخت :

که بغض گلوت و فشار میده و می خوای گریه کنی و لی غرورت نزاره  که اشکات ارومت کنه

خیلی سخت:

 ادمهایی که زمانی ادعای رفاقت داشتن و خودشونو برات می کشتن الان تو خیابون که می بیننت سرشون بر می گردونن که حتی یه سلام  خشک و خالی از تو دریغ کنن اره خیلی سخت

خیلی سخت:

 یه سری ایده ال برای خودت داشته باش ایده ال هایی که نتیجه 25 سال زندگیت باشه ولی الان مجبوری این ایده الات  رو گوشه قلبت که هیچی ،مجبور باشی انها رو بزاری سر کوچه کنار اشغالهای مردم تا رفتگر انها رو ببره

خیلی سخت:

که نتونی به کسی بگی تنهایی و مجبورشی تنهاییت رو با قلمت در میون بزاری  و بریزیشون روی برگهای دفتر خاطراتت

خیلی سخت :

که وقتی یه دختر میبینی که به نظرت ان طرفیه که می خوای  ولی انقدر  تو خودت شجاعت نبینی که بری جلو و بهش بگی؟!

 


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نوشته شده در یک شنبه 25 ارديبهشت 1390برچسب:بی خیال,ساعت 15:18 توسط امیر| |


Power By: LoxBlog.Com